امتحان زیست هم فصل دو نمره کامل گرفته بودم که بافلم نمیشد خخخ فک کنم فقط من ده شده بودم... راستی کاری صبح زود اومده بود که همه تعجب کرده بودیم خخخ توراه برگشت داشتیم با فری از این حرف میزدیم که بابا هامون موقعی که مهمون میاد چه عکس العملی نشون میدن خخخ فری میگه باباش رو مبل میشینه و اصنم خودشو میزنه به اون راه که مامانش داره تو اشپزخونه بال بال میزنه خخخ کلی خندیدیم..خداییش باباها یه جوری میفهمن و خودشونو به نفهمی میزنن که نمیشه هیچکارش کرد... بعدش رفتیم عارف من پاک کن گرفتم فری میخاست قمقمه بگیره 20 تومنم بیشتر نداشتیم خخ ولی اون مدلی که فری دوست داشتو نداشت... همش تقصیر ممدحسنه که مارو ترسوند تو پارکش جا گذاشتیم قمقمه رو....بعدم اومدم خونه ..این هفته خوندما... ولی کم خوندم... امروز اول رفتم از فری فلش المیرا و مهرنوشو گرفتم اخه فری نمیخاست بیاد مدرسه.. بعدش رفتم مدرسه...خانم پارسا گفتم من نمیخام بیام صف گفتم درس نخوندم اونم گفت باشه نیا خخخ بعدش با مطی راجع به اون دکی متخصص قلبه و مخ زدنش حرف زدیم خخخ ساعت اول اقای سورگی اومد همون پاورا و همون حرفا رو دوباره تکرار کرد..ساعت زمین حانیه یه مستند از خانم پیدا کرده بود گفت بچه ها بیاین سوپرایزش کنیم .. تا خانم فهمید مستند خودشه بدو بدو رفت که خاموش کنه خخخخ خیلی خوب بود... به قول بچه ها نگاهمون نسبت به ازادگان عوض شد... وسط ساعت مانور زلزله بود اول از مدرسه پسرا شروع شد کلی خندیدیم خخخ مدیر درسه پسرا میگفت اقای زارع صدیقه گفت به اقای زارع کار نگیرین بزارین بچه تستشو بزنه خخخ خیلی خوش گذشت... میگن دبیر زمین مدرسه پسرا خیلی بده خخخ تا نگن غلط کردیم غلط کردنا رو برا همین روزا گذاشتن که غایب شدیم دست بردار نیست خخخ بعدم با توتوبوس اومدم خونه دیو و دلبرو دیدم... هعی کلی درس دارم امیدوارم هفتهی اینده باز ترازم بره رو 7000 من اهداف بزرگی دارم خدایا هلپ
ما را در سایت امروز دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 107