یه روز خوب یه تجربه جدید

خرید بک لینک

یه روز خوب یه تجربه جدید

جمعه پنجم آبان ۱۳۹۶20:17

دیروز ساعت 3 دیگه خسته شده بودم از خوندن... خخخ داشتم حالت تهوع میگرفتم از کتاب خوندن...ساعت چهارونیم بازی دربی بود پرسپولیس طبق معمول برد... و من باز محو تماشای امیری شدم خخخ ای جونم چه باحاله..

بعدش رفتیم بیرون با ابجیا... رفتیم خونه پدرشوهر فاطمه دنبالش... بعدم رفتیم برا فاطمه عمه کادو بگیریم امروز تولدش بود...براش یه کاکتوس گرفتم من خخخ خیلی خوشم اومد از کاکتوسه ... به فاطمه گفتم با کاکتوسم حرف بزن... بهش صبح بخیر بگو...باهاش غیبت کن پشت ذی ذی... باهاش زندکی کن خخخ خیلی کاکتوسو دوست داشتم... بقیه هم یه عروسک دکوری و ساعت و... گرفتن...بعدش زنگ زدیم فاطمه ...خونشون بودگفتیم یه چایی بزار میایم..رفتیم خونشون همین که رسیدیم تولد تولد خوندیم خخخ فاطمه بچوکم خواب بود... خاک تو سر حمید باهاش قهر کرده بود دلشو روز تولدش شکولونده بود... باباشم رفته بود مشهد... اه خیلی بده ادم شب تولدش اینقد تنها باشه... بعدش اومدیم خونه..یه خوردهخوندم و باعلی حرف زدم و خوابیدم... صبح با بابای فرزانه رفتیم... توپارک رفتیم عکس بگیریم که کلی ترسیدیم خخ قمقمه فری هم جاموند و گم شد... مغازه ها هم همه بسته بود اخرش اون پسره باز کرد تونستیم خوراکی بگیریم... بعد ازمون حانیه برامون رانی و کیک گرفت با نسرین و فری اومدیم رفتیم اون مغازه اون اقایه مهربونه... فرزانه یه خورده نگاش کرد ورداشت بهش گفت شما پسر اقایین؟خخخ خیلی بامزه بود... بعدم پسرش نصیحمتمون کرد که درس بخونین . جوجه رو اخر پاییز میشمرن و اینا خخخ نسرین میگه زندگی من به دوقسمت تقسیم میشه قبل از سوپر مارکت بعد از سوپرمارکت... بعدش رفتیم تا خونه نسرین داداششو دیدم گفتم جون جون خخخ کلی خندیدیم ... بعدم با فری اومدم و از خاطرات چتروم و بچه ها بهش گفتم ...اومدم خونه فاطمه میخاست بره بیمارستان شیفت بود...من شروع کردم تحلیل ترازم 6700 شد... بعدش کمدمو مرتب کردم نصف لباسامو ریختم دور خخخ بعدش رفتم مدرسه..واااای چقد باحال بود مدرسه رفتن شب... خیلی خوب بود.. کلاس ریاضی وفیزیک بود تحلیل ازمون... توکلاسم کلی عکس گرفتیم...بعدش علی اومد دنبالم که اول فاطمه رو ندیدم عقب نشسته یهو حرف زد ترسیدم خخخ خیلی حرصم گرفت که ندیدمش... دم در راضیه منتظر بود که بیان دنبالش که وایسادیم بیان بعد راه افتادیم... خیلی خوش گذشت.. امروز خیلی روز خوبی بود... یگانه هم رتبش 6 شد ایول داره خداییش... پسرا سرش شرط بندی کرده بودن خخخ اینم از این ازمون.... انشالله ازمون بعدی بهتر بشم... خدایا هلپ پلیز...

مهزاد

امروز...

ما را در سایت امروز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: شنبه 20 آبان 1396 ساعت: 0:56

صفحه بندی